مگر دلتنگی چند کلمه است؟ که آسمان را برهنه می کند و روی کاغذ می بارد باور کن که پشت پای تو این باغ سیب خُشکید...
دور از تو... پیراهنم ملحفه ی سفیدی ست که در گلوی جمعه تاب می خورد وصبحانه ام تکه ای نان بیات با عسلی که طعم باران خاک خورده می دهد...