متن علی شهابی مسکونی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات علی شهابی مسکونی
بارِ گناه با دو سه لقمه کم نمیشود
این زخمِ کهنه جز ندامت مرهم نمیشود
این بار بیش از پیش، خطا کردهای، ولی
با عذرهای سرد، دلت محرم نمیشود
نانِ حلال گرچه شریف است و پُربها
بی توبه، بارِ معصیت درهم نمیشود
هر شب اگر به اسمِ پشیمانی اشک آمد...
چه شبها با خیالِ تو زدم گامِ سفر، تا صبح
دویدم در پیِ عطرِ تو از کوی و گذر، تا صبح
تو اکنون در هجومِ فکرهای خویش بیداری
من از هجرِ تو میسوزم چو شمعِ شعلهور، تا صبح
نه خوابم میبرد بی تو، نه اشکم بازمیایستد
نشسته با من این...
به نخجیرگاهِ گیسویت، منم با صد کمان در دست
تو چشمک میزنی امّا، ندارم یک نشان در دست
ز مژگانِ تو هر لحظه، هزاران تیر میبارد
منِ افتاده را بنگر، نه دل مانده، نه جان در دست
نگاهت میکشد ما را به صحرای هوس، امّا
تو داری خنده بر لب،...
هر کجا باشی، همانجا زادگاهِ من بُوَد
نامِ تو در سینهام معنایِ میهن میشود