متن هایکو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات هایکو
غروب رودخانه،
پروانهی سیاه ـ
وعدهگاه غروب!
با سوتین بنفشی،
شنا میکرد در حوضی ـ
پروانهای!
گنبد آبی آسمان را،
وعدهگاه ساختهاند ـ
دو تودهی ابر!
در آغوش دریا،
میرقصد ـ
ماه آسمان!
دسته دسته،
سرپناه افکندهاند ـ
قارچ!
درخت عریان
تکیه بر آسمان خاکستری
شکوه تنهایی
هر شب
به ماه
نگاه می کنم
و تو
هر روز
زیباتر می شوی
هر کجا باشی، همانجا زادگاهِ من بُوَد
نامِ تو در سینهام معنایِ میهن میشود
پخش زنده ؛
مستندی دریا و درخت /
از قاب پنجره
من بوسه طلب کردم
لبخند زدی رفتی...
به نخجیرگاهِ گیسویت که من دارم کمان در دست
تو چشمک میزنی و من نشانم را نمیبینم...
این خاکستر/
سرمای به جامانده
از کسی که رفت
قطع اینترنت/
تنها کارایی گوشی/
چراغ قوه اش
بر دیوار سد/
موج چنان می کوبد،گویی/
من مقصرم
برف در کوهستان/
تنها چراگاه بره ها/
جایی بین گورها
خانهی پدری/
از دری که دیگر نیست/
وارد می شوم
مراد لاهوتیان
رنج و محنت ما بود
که حاصل شد
یادت،
همچون باران،
بر دلم می بارد.
هوای دلم چه خنک!
چه خوش!