لبخند بزن آرام بخش سر گیجه های من
مِهرت به دلم ، همیشگی خواهد بود
با من به گذشته بیا دارم از حال می روم !
به نفس می مانی بی وقفه می خواهم تو را ...
تا نفس هست به یاد تو برآید نفسم
کاش به جای آرزوی داشتنت،داشتمت
نمی دونم ولی هنوز دوست دارم!
دارن از قلبت بیرونم میکنن»؛
تو زیباترین انتخاب چشمهایم هستی
حال خوش من با تو پایان ندارد
نیامدی و دیر شد...
تورا جانم صدا کردم، ولیکن برتر ازجانی
تو همانی که دلم درکنارت گرم میشود
من با تو عشقم دنیارو دارم
تو پادشاه سرزمین قلب کوچک منی
آخر کجا روم که یادت نباشدو یادت نیایم؟
تو بهترین انتخاب زندگیمی
بهش رقصیدن یاد دادم واسه یکی دیگه قر داد!
به گمانم اینجا پشت هیچستان است
این که در سینه من هست تو هستی دل نیست
کنار تو بودن آرزومه
عشق میکنم که یارِ منی
دوست هر کسی، عقل اوست و دشمن هر کس نادانى اوست
خوش به حالم که دوستت دارم