ویرانه شدم خانه ات آباد کجایی...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

ویرانه شدم خانه ات آباد کجایی
کمتر بزن آهنگ غم انگیز جدایی

فریاد سکوت من دلخسته بلند است
گر چه نرسیده است به گوش تو صدایی

در می زنم آنقدر که آخر به روی من
در را بگشایی به تمنای گدایی

شاهی و دلم‌ مهره ی شطرنج توباشد
خواهم که تو تنها به دلم راه گشایی

باید برسم سهل به آغوش نگاهت
باید برسم با تو به یک نان و نوایی

بی روی تو تاریک شده خانه جانم
بر بام‌دلم کاش که چون ماه بر آیی

با خواب و خیال تو خوشم عشق محالم
شاید که تو در خواب در اندیشه ی مایی

آغوش گشودم که برای تو بمیرم
هر وقت دلت خواست به این خانه بیایی

اعظم کلیابی بانوی کاشانی
ZibaMatn.IR
بانوی کاشانی
ارسال شده توسط

تفسیر با هوش مصنوعی

این شعر بیانگر عشق عمیق و دل‌شکسته شاعر به معشوقی است که او را ترک کرده است. شاعر در حسرت دیدار معشوق، از غربت و تنهایی خود می‌نالد و با تمنا و التماس، بازگشت او را طلب می‌کند. او امیدوار است که روزی به آغوش معشوق برسد و از این رنج جدایی رها شود. عشق شاعر، حتی در خواب و خیال نیز ادامه دارد.

ارسال متن