در میانه ی خیابانی که تاریخ...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار نسرین حسینی
- در میانه ی خیابانی که تاریخ...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
در میانهی خیابانی
که تاریخ را با کفشهایش لگد کردهاند
برادرم ایستاده است
با مشتهایی پر از سؤال
و جیبهایی سوراخ
که از آنها گلوله میچکد.
هیچ پرچمی
به اندازهی کفنها راست نمیایستد
و هیچ سرودی
به اندازهی گریهی مادران دقیق نیست.
ما
به دو نیمهی خسته تقسیم شدهایم
که هر دو
خود را ایران صدا میزنند
و هر دو به یک زبان
مرگ را صرف میکنند.
تفنگها ؛ لهجه ندارند
اما خوب میدانند از کدام پنجره
باید شلیک کنند.
ای وطنِ ترکخورده!
تو را آنقدر کشیدهایم
که نقشهات
شبیه بدنِ یک زندانی شده است
پر از خط
پر از اعتراف
بیامضا.
نسرین حسینی
ZibaMatn.IR