ما دوتا سرود ناگهانی شب بودیم...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

ما دوتا سرود ناگهانی شب بودیم . جرقه هایی که در آتش مفتون دره خیال خاکستر شد .
میم من تای تو در اتوبوس شب در کافه محبت بیمار تر شد .
تب لاله گون عشق  من زیر ساقه ی دستان تو در خاک لحد خفت .
بوم آشفتگی و دلواپسی بر پیکره گرفته من پاشیده شد .
در جالیز های دلتنگی نطفه هایی از غم بر زمینش بسته شد .
ما صفحاتی بودیم در یک مجلد . سطر به سطر نگاه های همدیگر را از بر بودیم .
حالا چه شد که برگ برگ وجود ما از قفسه های محبت جدا افتاد ؟
ما جوهر یگانگی عشق بودیم . ما آبستن طرح محبت بودیم .
ما دو درخت تناوری بودیم که شاخه های محبت مان کهنه شد .
ما زمزمه لطیف ترین سرود بوسه شب های  سرد  بی تسکینی بودیم .
از ما چه مانده است ؟
در ایوان خلوت نشسته ام . سمفونی عشق از ذهنم زدوده  شد.  چای تنهایی روبراه است . فنجانش با خون دلم رنگ شده . اشک سکوت را می نوشم . اشکی که مرا به یاد تو می اندازد .
مرا  به یاد کوچه های باریک پاییزی با برگ های زرد و نارنجی عبور از تو می اندازد . عبور از مه برخاسته از سردی مردمک سکوت ، حنجره تاریک رها شدگی ، نیمکت های شکسته عشق ، باغچه های پوسیده الفت ، خانه قفل شده وهم ، سماور کهنه افکار پریشان ، جوهر خشک شده آسمان ابری خیالم می اندازد .

رقیه کریمی (رها)
ZibaMatn.IR
شطحیات
ارسال شده توسط
ارسال متن