سیلِ نگاهِ تو هر بار موج بر موج مرا عمیقتر در ژرفایِ چشمانت کشاند. نه ساحلی پیدا بود نه راهِ بازگشت، فقط غرق شدن در آن اقیانوسِ بیانتها. و من بیآنکه بترسم، با هر موج آشناتر شدم با هر غرق شدن جان گرفتم.
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.