به دستهایم نگاه میکردم. شبیه دستان پدر شده. همان رگهای برجسته، همان ترکهای نرم. پدر همین دستها را روی شانهام میگذاشت و میگفت: روزی تو هم جای من میشوی. اما کاش پدر میدانست جای او بودن یعنی دستهایی به اندازه غمش. 🖤
عکس نوشته به دستهایم نگاه می کردم شبیه...
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.