امروز دختری را دیدم که قبلتر...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
4 امتیاز از 1 رای

امروز دختری را دیدم
که قبلتر از این هرگز ندیده بودمش
نه رنگ مویش ، نه عطر لباسش
نه آوای کلامش.

ولی بی‌اختیار به نام صدایش کردم
و او به سمتم خیره شد.

گفت: «این اسم مال کیست؟»
گفتم: «نمی‌دانم. از دهانم پرید.»

گفت: «مادرم همین اسم را داشت.
او گفت قبل از مردنش
اسمش را در دل غریبه‌ای می‌کارد
تا من روزی
صدایش را
از کسی بشنوم
که هیچ‌وقت ندیده‌اش.»

ZibaMatn.IR
دل نوشته های سردار
ارسال شده توسط
ارسال متن