نفس من! آی تپشهای دلِ پر از غم و اشتیاق من! بیا دیگر جانان من! بس است زندگانی با اندیشهی فراقت تا نابود نشده مغزِ پریشان و جمجمهام بیا دیگر تا از سازِ پرشورِ سوزناکت،جرعهای بنوشم کاش میدانستی برای دوریات چقدر پریشان و خستهام.
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.