باغ انتظار شبی خوابیده بودم با...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
3.7 امتیاز از 3 رای

باغِ انتظار

شبی خوابیده بودم با خیالش که شاید او سراغم را بگیرد
که تا لطفی کند شاید بیاید دو دستش نبض داغم را بگیرد

دل ام با اینکه آغوشی ست ناچیز برایش می‌کنم یک بسترِ سبز
بیا ای نازنین نگذار پاییز بیاید جانِ باغم را بگیرد

شب است و در خیابان‌های خسته میانِ برف‌ها چترم شکسته
کمر را باد و برفی سخت بسته که تا از من چراغم را بگیرد

میان برف و در شب سیاهی شدم در کوچه‌های شهر راهی
خدا شاید کند لطف و نگاهی غم و رنجِ فراقم را بگیرد

الهی آتنا آن ماه آمین به یک دم می‌پرم از خواب سنگین
که نزدیک است در پایانِ کابوس سگی ولگرد ساقم را بگیرد

نمی‌یابم تو را و می‌فشارم دو دستم را به سر شعری بگویم
غمِ بی تو به سر بردن عزیزم نباید اشتیاقم را بگیرد

محمد خوش بین
ZibaMatn.IR
محمد خوش بین
ارسال شده توسط
ارسال متن