در غبار بی کران روزگار من...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار مجتبی حمیدی
- در غبار بی کران روزگار من...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
در غبارِ بیکرانِ روزگار، من تو را یافتم
در میانِ تازیانهیِ زمان، من تو را یافتم
جهان، برگی بود و از پایِ پایی، میافتاد
در میانِ ریزشِ این هستی، من تو را یافتم
اگر هستی به شعله، در میانِ من زبانه میکشد
در میانِ آتشِ این بودن، من تو را یافتم
تو همان معنایِ نابِ رخنه در رگِ جهان
در سکوتِ لرزانِ این هستی، من تو را یافتم
بودنِ من، کلمهای بود که در بینامی گذشت
در میانِ معنایِ بودن، من تو را یافتم
عشق، نه پایان، که آغازِ جهانِ تازه است
در تمامِ هستیِ من، من تو را یافتم
مجتبی حمیدی
ZibaMatn.IR