و آغاز نمودم روزی دوباره را...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

و آغاز نمودم روزی دوباره را بی تو
درد کشیدم ،زجر کشیدم اما تو رو ندیدم ،و‌ به ناچار راهی کوچه ی خاطرات شدم با همان آهنگی که دوست داشتی با خاطره هامان گام برداشتم
از پشت پنجره چشمانم تو را در دور دستها نگریستم ،برایت دست تکان دادم ،اشک ریختم و اندکی آرام شدم خوب میدانم با حضور تو حذر از عشق ندانم
گذر از پیش تو هرگز نتوانم

ثریا سلطانزاده
ZibaMatn.IR
ارسال متن