در میان شعله می رقصد خیال...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار مهدی غلامعلی شاهی
- در میان شعله می رقصد خیال...
در میانِ شعله میرقصد خیالِ خامِ شب
مست میگردد زمین از بادهیِ در جامِ شب
تیرگی با پنجههایِ سرد و سنگینِ سکوت
میتند بر تارِ هستی نقشِ گنگ و نامِ شب
ماه در آیینهیِ ایوانِ نقرهفامِ خود
میکشد تصویرِ غم در خلوتِ آرامِ شب
خواب، رویایِ دروغینِ بهاری دوردست
پرسه میزند به دنبالِ سرابِ کامِ شب
مرغِ شب در گوشِ بیدِ لرزانِ دشتِ دور
قصهها دارد زِ سوزِ حُزنِ تلخکامِ شب
میچکد از چشمِ خورشیدِ نهان در ابرِ کین
اشکِ حسرت در شبستانِ پر از ابهامِ شب
کاش میشد در هجومِ وحشتِ این تازیان
خیمه زد بر سقفِ گردون، زیرِ نورِ سامِ شب
فاش شد در سینه، رازِ کهنهیِ عشقِ نهان
چون طلوعی میتپد در قلبِ سرکشبامِ شب
باد میخواند سرودی در قنوتِ شاخهها
ای دریغ از عمرِ رفته در پیِ اکرامِ شب
پایِ دل در بندِ زنجیرِ سیاهی مانده است
خسته میگردد نگاهِ عاجز از فرجامِ شب