مسافر باران من آن ابرم که...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

"مسافرِ باران"

من آن اَبرَم که می‌خواهم بِبارَم
زِ دلتنگی هوایِ گریه دارم
در این بِیغوله نایِ ماندنم نیست
دلِ خود را به دریا می‌سِپارَم

اگر چه جان دگر در تن ندارم
ولیکن راهِ برگشتن ندارم
تو رفتی و تمامِ من فرو ریخت
دگر چاره به جز رفتن ندارم؟

نبودی تا به دل مرهم گذارَم
نه بودی تا به پایَت سَر گذارم
تمامِ شهر را گشتم، نبودی
پس از این جست‌وجو اکنون چه دارم؟

گَرَم روزی پُر از باران ببینی
بدان این اشک ها را از تو دارم
هوایت چون نفس در سینه جاری ست
تویی عشقِ همیشه ماندِگارم

من آن اَبرَم که می‌خواهم بِبارَم
زِ دلتنگی هوایِ گریه دارم
در این بِیغوله نایِ ماندنم نیست
دلِ خود را به دریا می‌سِپارَم

یاسر یزدانی
ZibaMatn.IR
Shabtaraneh
ارسال شده توسط
ارسال متن