جمعه یک سر دارد و هزار...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

جمعه، یک سر دارد
و هزار پنجره رو به دلتنگی...

گاهی
پشت پنجره‌ای می‌نشاندت
که رو به باغِ خاطرات باز می‌شود،
درخت‌ها به شوقِ آمدنت شکوفه می‌دهند
و باد، عطرِ کسی را
از کوچه‌های دور با خودش می‌آورد...

گاهی تو را
به بلندای کوهی می‌برد
که سکوتش از هزار فریاد عاشقانه‌تر است،
یا به جنگلی که
هر برگش، نامِ عزیزی را
در گوشِ باد زمزمه می‌کند...

جمعه،
ساحلِ آرامِ دریای بی‌قراری‌هاست؛
موج‌ها می‌آیند و می‌روند
و هر کدام
دلتنگیِ تازه‌ای را
به ساحلِ دل می‌سپارند...

پرنده‌ها هم انگار
در آسمانِ جمعه
آدرسِ خانه‌ای را گم کرده‌اند
که روزی تمامِ رؤیاهایشان
زیر سقفِ آن پر می‌کشید...

شاید برای همین است
که بعضی جمعه‌ها
بیشتر از همیشه دلتنگیم...

دلتنگِ پنجره‌ای که
رو به آمدنِ کسی باز نمی‌شود،
درختی که سایه‌اش
از آغوشی خالی‌ست،
و خاطره‌ای که
مثل پرنده‌ای مهاجر
در آسمانِ دل لانه کرده است...

دلتنگِ چیزی،
شاید کسی...
که نه در قصه‌ی ما بوده
نه در خاطراتمان...
اما عجیب
تمامِ جانمان
هوای او را دارد...

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
 _Sahel tanha
ارسال شده توسط
ارسال متن