شب از شانه هایت فرو می...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- شب از شانه هایت فرو می...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
شب از شانههایت فرو میریزد،
و جهان خلاصه میشود
به زمزمهای گمشده در باد.
در گوشهای از خیالم
در هجوم بوسههای موج،،
ساحل دریا تبدار ازهوس
موجها،، هوس آلود
سرخی به رنگ. خون
بر لبانت نشسته،
و بوسهای جسور
در تاریکی شب،و
گم میشود.
ساحل از هـُرم
نفسهایت تب دارد
سایهای شوم
بر رویای من افتاده،
دستم به نور نمیرسد،
راه ناتمام است.
ترس درونم،
چون هیولایی
بر راه باریک رویاهایم
پچپچکنان میلغزد.
دستم به تو هم نمیرسد،
پایم در تردید گیر کرده،
و صدایم،
در هیاهوی نرسیدن گم میشود
مرا به خودم باز گردان
صدیقه جُر
ZibaMatn.IR