زیبا متن : مرجع متن های زیبا

روزگار غریبی ست نازنین...
آدم ها یک روزی دورت می گردند و روز دیگر دورت می زنند، یک روز ازت دل می بَرند، روزی دیگر ازت دل می بُرند. یک. روز تنهاییت را پر می کنند و می شوند همه ی هستی ات. روز دیگر وقتی خوب وابسته ات کردند به جای این که درکت کنند، تَرکت می کنند.
روزگار غریبی ست نازنین...
کاش کودک بودیم تا بزرگترین خطای ما خط خطی کردن روی دیوار بود نه دل آدم ها.
روزگار غریبی ست نازنین...
در آن دوست داشتن، دوست داشته شدن گوئی گناه است آنه هم گناهی نابخشودنی. چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه پس کوچه های زندگی عبور کنیم چه به تلخی چه شیرینی، عبورها می سازند کوچه های زندگی مان را.
آری! روزگار غریبی ست نازنین...
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن!
به رفتن ک فکر می کنی، اتفاقی می افتد که منصرف می شوی…
میخواهی بمانی، رفتاری می بینی که انگار باید بروی!
این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است.
چه زیبا گفت شهریار:در دیاری که در او نیست کسی یارِ کسی، کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی.
روزگار غریبی ست...
دنیا را چه دیدی شاید ورق اش برگشت چند دقیقه ای هم به کام ما گذشت. بیایند و بگویند این تو و این هم تمام آرزوهایت، تا می توانی برآورده کن. فقط خدا کند که آن لحظه \دیر\ نباشد!
ZibaMatn.IR
Atiyehnevis ارسال شده توسط
Atiyehnevis


ZibaMatn.IR
امتیاز دهید
5.0 امتیاز از 1 رای

این متن را با دوستان خود به اشتراک بگزارید

ارسال پروفایل در پروفایل گرام