آمده واژه یتو بر لبم آذین بدهد
بوسه ای با غزلم بر لب غمگین بدهد
درد هم بستر مرد است خودم می دانم
شانه ات درد مرا کاش که تسکین بدهد
شاه بیتِ نفسش حرمت عیسی دارد
مُرده ای را که نفس های تو تلقین بدهد
شمس تبریزیِ من هرچه بگویی تو قبول
مولویت آمده در کافری ات دین بدهد
آمده خیس عرق، کوه شکن، تیشه به دست
سهم لیلا کجا مانده، که مجنون بدهد!
ارس آرامی
ZibaMatn.IR