زیبا متن : مرجع متن های زیبا

دستش را می گیرم
آرام نبض دلتنگی اش را می بوسم
به آغوشش می کشم

پناه امن گریه هایش می شوم
از یکی بود و یکی نبود آدمها
برایش قصه ای می سازم
که کلاغ پیر و خستهٔ آن
همیشه به خانه اش برسد

برایش یک بغل عشق می شوم
و برای خوابهایش
لالایی کودکی ام را می خوانم

اما. ....
او آرام نمی گیرد .......
دلم را می گویم ،تنهاست ....

ناز زند
ZibaMatn.IR
پری‌ناز زند ارسال شده توسط
پری‌ناز زند


ZibaMatn.IR
امتیاز دهید
5.0 امتیاز از 1 رای

این متن را با دوستان خود به اشتراک بگزارید

ارسال پروفایل در پروفایل گرام