تا زمانی که زندگی هست، امید وجود دارد.
یادت باشد که تو عشق را انتخاب نمیکنی، عشق تو را انتخاب میکند. تنها کاری که واقعا میتوانی بکنی اینست که وقتی به زندگیت میاید آن را به خاطر تمام ابهامش بپذیری.
من ترجیح می دهم مردم را سرگرم کنم و امیدوار باشم که چیزی یاد بگیرند تا اینکه آن ها را آموزش دهم به این امید که سرگرم شوند.
هر محصولی که برای عمل کردن نیاز به دفترچه راهنما داشته باشد، محصولی شکست خورده است.
من هم رویاهایی داشته ام و هم کابوس هایی داشته ام، ولی به دلیل رویاهایم بر کابوس هایم غلبه کرده ام.
نکته کلیدی در مورد کتاب ها این است که شما خود را در دنیای نویسنده گم می کنید.
مهم ترین حرف ها برای گفتن اغلب حرف هایی هستند که فکر نمی کردم گفتنشان لازم باشد، چون که بسیار واضح بودند.
هر جا بروی، سه نماد وجود دارد که همه می شناسند: عیسی مسیح، پله و کوکاکولا.
هرگز نباید راجع به چیزی تردید داشته باشید که هیچ کس در موردش اطمینان ندارد.
هر چه بیشتر آدم ها را می شناسم، بیشتر سگم را دوست دارم.
یک نویسندۀ حرفه ای، آماتوری است که تسلیم نشد.
در کالسکۀ گذشته، شما هیچ کجا نمی توانید بروید.
اساسا دو نوع مردم وجود دارد. کسانی که به دستاوردهایی می رسند، و کسانی که ادعا می کنند به دستاوردهایی رسیده اند. گروه اول خلوت تر است.
اول معنای چیزی که می خواهی بگویی را بدان، و بعد سخن بگو.
نبوغ توانایی گفتن حرفی عمیق است به شکلی ساده.
فیدبک، صبحانۀ قهرمانان است.
چقدر کم هستند آدم هایی که شهامت به گردن گرفتن تقصیرات خود، و اراده کافی برای رفع آن ها را داشته باشند.
فقیر کسی است که لذت هایش وابسته به اجازۀ دیگران است.
دوستان واقعی از جلو به تو خنجر می زنند.
راز زندگی این است که هفت بار زمین بخوری و هشت بار بلند شوی.
اندیشه و تئوری باید مقدم از هر اقدام سودمندی باشد؛ با این حال اقدام به خودی خود ارزشمندتر از اندیشه یا تئوری است.
من موهای کمی دارم چون که مغزم به قدری بزرگ است که موها را از جا می کند.
زندگی کردن بدون اعتماد، غیر ممکن است؛ این زندانی شدن در بدترین سلول، یعنی در خودت است.
اشک های جهان مقادیری ثابت هستند. به ازای هر یک نفری که شروع به گریه کردن می کند، جای دیگر کسی گریه کردن را متوقف می کند. در مورد خنده هم همینطور است.