متن خنده
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات خنده
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ،
ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ،
ﻏﻢ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ...
آیا می دانید با خندیدن ساده
چه چیزی را بدست می آورید؟
😊خنده فشار خون را کم می کند
☺️خنده باعث طولانی شدن عمر می شود
🙂خنده سن افراد را کمتر نشان می دهد
😁خنده تعادل هورمونی ایجاد می کند
😉خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده ایمنی بدن را در...
✍️justfor5436
خنده از سر شوخی دستی به سرِ گریه کشید
که مانده ای رویِ دستِ چشم، نکن دیگر تأکید
چشم خندید، گریه هم کوک کرد سازِ تشدید
این وسط بغض بی هوا، از شدت خنده ترکید
«پشت لبخندهایم»
دلم
گاهی
خیلی جدی
تو را میخواهد،
اما خودش را
به شوخی میزند.
لبخند میزنم،
حرفِ معمولی میزنم،
در حالی که
تمامِ دلم
یواشکی
به سمت تو
خم شده.
این شیطنتها
بیدلیل نیست؛
وقتی فاصله هست،
دل
بلد میشود
چشمک بزند،
نه فریاد.
من بلد نیستم
بیاحساس باشم،...
خواستن، حق من بود
خواستم بخندم
به ریشِ این زندگی،
خندهام آب شد
خندهام آب
خندهام
خندهام به هق هق چسبید!
چو بدان لطیف خنده همه را بکرده بنده
ز دم تو مرده زنده تو چنین شکر چرایی
چقدر غم شمردیم
چقدر دل سپردیم
پریدیم و هربار به دیوار خوردیم
خوشی دورمون زد
بلا دورمون گشت
غمامو بغل کن
شاید خنده برگشت ...
بهترین چیزهاى زندگی رایگان هستند!
لبخند، خانواده، دوستان، خواب،
عشق، خنده و خاطرات خوب؛
نمیدانم پس چرا ما انقدر نگرانیم؟!
دلبر من…
هر چی روزا میگذره، بیشتر مطمئن میشم زندگی بدون تو هیچ معنیای نداره.
تو شدی دلیل خندههام، آرامش دلم، انگیزهی صبحهام و دلگرمی شبهام.
وقتی نگات میکنم، حس میکنم دنیا یه لحظه وایمیسه، فقط برای اینکه صدای تپش دلمو بشنوه.
با تو همه چی فرق داره… حتی سکوت،...
خنده سیستم ایمنی را تقویت می کند
استرس منفی باعث ترشح مواد شیمیایی می شود که سیستم ایمنی را تضعیف می کند و احتمال بیمار شدن را افزایش می دهد. خنده سیستم ایمنی شما را تقویت می کند و به شما قدرت مبارزه با بیماری ها را می دهد که...
چقدر دوست داشتنت رنگی بود برایم، از آن رنگ هایی که روح آدم را به پرواز در می آورد، اما اکنون سیاه و سفید شده است ...
تصویرت در یادم برفکی تر از همیشه است و دارم فراموش میکنم که چگونه به من نگاه میکردی اما یک چیز را فکر...
دنیا شده یک خانهی برمودایی
از خنده نمانده هیچ ردّ پایی!
دیوار به دیوار فقط قاب کج و
صد پنجره رو به وسعتِ تنهایی ...
وا تِنُم جانَگِرُتَه سیچه دلَه بُردی
وایساری دَهس زِر قد ،سر وُردی
تییَلِت برق ایزنن، گل قد شلالم
گپویَی دَ چی نیخو وابوی عیالُم
خُت دونی یو چند ساله،دل، تِنَه بونه کِه
او خُرای بالا سری هم خِتَه سیم نشونه کِه
خنده یل سر کِت لوت ،تا پسین اَووم ایکنه...
ساعت رومیزی ابدی شد
و چکشی که با خنده ای شیطانی
زمزمه های مرد خسته را همراهی می کرد
ساعت لعنتی
من دلتنگش هستم و
تو با ثانیه هایت نیش و کنایه میزنی.
امان از دست تو و خنده هایت
کمی نفس بگیر
بنشین چایی ات را بنوش
با عطر گُل و هِل
خو گرفته است
قند پهلوست
بیست دقیقه ی دیگر
غذا دم می کشد
میز را به سلیقه ی تو چیده ام
یادم نرفته
در گلدان میز غذاخوری
گل رز آبی...
شب سختی خواهد بود
پارادوکسی عجیب
در وجودم رخ خواهد داد
که من با یاد خنده هایت
سیر گریه خواهم کرد .
لحظاتی که با غم و سوز تو به سَر شود
بِه از آن که با خنده ی دِگران به سَر شود
تو تمام هَم و غم و دنیای من هستی بُگذار
جان به تن مانده هم در ره عشقت به دَر شود
ای دل، از چه بیزاری؟ با زخم، که میسازی؟
با یاد، که دم سازی؟ تو کودک دلبازی
این مکتب عشقت بود غمها همه مشقت بود
برخیز، وقت تنگ است دیدار یار، مرگ است
با سایه چه میجنگی؟ با گریه چه میزنگی؟
در سینه نفس مردهست قلبت به جنون خوردهست
برخیز...
عاشق میشوم؛
وقتی،
بهار،
اینجا،
می خندد...
از خنده ی تو
یک باغ پر از پسته
شکفت...