ای از بهار رویِ تو ،سرسبز گشته عمرِ من
دیگه نیستم ترانه و موزیک:منصور فرهادیان تنظیم:مسعود جهانی با صدای:
آسمان ها در شکستِ من کمرها بسته اند!..
نخواه بردگی عین و شین و قاف کنم!
کیست لب های تو را بیند و طامع نشود!؟
عندما أحببتک، تمنیت أن تکسر مخاوفی ولیس قلبی! وقتی دل به تو دادم، آرزو داشتم ترس هایم را بشکنی، نه دلم را!
بگذار دوستت بدارم تا از اندوه دور بمانم.️
عاشق نشود هر که مرا از تو جدا کرد...
کلُّهم حَولِی.. ولکِنِّی بدُونکِ وحدِی! همه دور و بَرَم هستند.. من اما بی تو تنهام..!
ای گل در آرزویت جان و جوانی ام رفت...
تعمیر می رَمَد ز بنایِ خرابِ ما ...
من سخت نمیگیرم سخت است جهان بی تو...
جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد ...️
زِ بس گشتم خیالِ تو، تو گشتم پای تا سر من ...
هر صبح زِ عشقِ تو این عقل شود شیدا..
رُز کاشتم ولی فک نمیکردم به جاش کاکتوس دَراد!
از حریصان نیست چیزی در جهان جز آه سرد...
زِ آرمیدن ما اضطراب می بارد...
همرنگ یار مایی؟ یا رنگ از او خریدی؟
نخلی که خشک شد ز تبر آب می خورَد...
آن را که وفا نیست، ز عالم کم باد..
تهیدستی ندارد برگ ریز نیستی در پی...
آن که هرگز بر آستانه عشق پایْ نَنهاده بود، سر بِنهاد..
وطن جان! خسته ام پایانِ خوبِ داستانت کو؟ جنتی به مدافعان سلامت وطنم️