عمر هجریم که در وصل تو کم آمده ایم...
ای برده دلم به غمزه جان نیز ببر
ما را چه بی گناه گرفتار کرده ای...
عشق پیچکی ست که دیوار نمی شناسد!
در غمت بگریستم چندان که آب از سر گذشت...
شکفتن در مزاجم نیست،رنگ زرد را مانم...
بی کسی ها را کسی در کار نیست...
به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد..
یار در آغوش و ما را از جدایی چاره نیست...
من کیستم؟ ز مردم دنیا رمیده ای
بگو چگونه تو را، از کجای تن بِکَنم؟!
هرکه رفت از خود به داغی تازه ام ممتاز کرد...
جز کوی تو دل را نبود منزل دیگر...
دوست می دارمت به بانگ بلند ...
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم ...
آنچه می خوانند ماتمْ بی گمان نوروزِ ماست...
فارغان را چه خبر از دل بی حوصله ام ...
ای خیل نازنینان، عید شما مبارک لاهیجی سالی خوش برای همراهان عزیز️
چه روزها به شب آورد جانِ منتظرم
بوسۀ من کارها دارد به خاک پای تو!
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
بگذار دیدنی بشود با تو خلوتم ...
سرکشیدم تو را و تشنه ترم...️
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است..