متن حجت اله حبیبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حجت اله حبیبی
خوشبختی انسان را
لبخند
کند تضمین ،
برخیز و قدم بردار،
تا کی
به جهان غمگین .
حجت اله حبیبی
دنبال چه می گردی،
در تاب و تب دنیا ،
یک خنده به روی گل
خوشبختی ، عالم باد.
حجت اله حبیبی
لب گشا ،
خنده بزن ،
تا که جهان،
بوسه بر خنده ی تو
وقتِ سحرگاه ، زَنَد .
حجت اله حبیبی
در پس
این خنده ها ،
یک جهان
غم
خفته است .
حجت اله حبیبی
گاه
گریه
تقاص
ثانیه ای
خنده است .
حجت اله حبیبی
خدا
تنها ترین
تنهای
این شهر غریب است .
حجت اله حبیبی
فردا
قرار و انتخاب
امروز
روز زندگی است .
حجت اله حبیبی
سرفه می کرد، کلاغ
برف ، می خندید
گوله برفی ، در آب می رقصید
برف از درد ، می پیچید
سرفه ،آب ،
گوله برفی مُرد،
و کلاغی، به کوه می خندید .
حجت اله حبیبی
برای خودت
کم نذار
که
فردا
نگن کم گذاشت .
حجت اله حبیبی
رَفتی ،
رُفتی ،
خاطرات گذشته را
با اشک. .
حجت اله حبیبی
آتش انداخت
اندر دل،
با نگاهی
خشک و تر را
سوخت.
حجت اله حبیبی
حرف ها
می رسد،
بی صدا،
گوش،
سخن چین است .
حجت اله حبیبی
وقتی
می خندی ،
کو
کجاست
حوری
در افق محو شد، پلیدی ها
سخنی از بهشت اینجا نیست .
حجت اله حبیبی
چمدان اشکم را
ببند ،
راه
طولانیست .
حجت اله حبیبی
گَرده ها را
زنبور ،
گِرد کرده در کندو ،
غنچه رویایی ،
قطره ای ، بی شمار ،
از یک گُل .
حجت اله حبیبی
بعد رفتن /کوچه / سکوت / اشک/
چشم دوخت به راه/
قصه می بافد / پنجره / در هیاهوی سرد تنهایی .
حجت اله حبیبی
در افق
کوچه پنهان
محو ،
تنها ،
دو راهی ها ،
اشک
گویا درست می آمد ،
دل ولی
اشتباه می رفت.
حجت اله حبیبی