متن حجت اله حبیبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حجت اله حبیبی
پسین بود،
خورشید پس ابر
بارون، نم نم
و خیابون که تو را دعوت کرد،
و من
از پشت غبار
« خویش» را گم کردم .
حجت اله حبیبی
تنهایم ، تنها ،
امّا
عشق ، رهایم نمی کند !
حجت اله حبیبی
ماه می گرید
وقتی ،
حوض
با ماهی
قهر می کند .
حجت اله حبیبی
زمستون ،
برف ،
کولاک
سرما ،
باز جمع اند ،
و من
تنها خودمو به آغوش می کشم.
حجت اله حبیبی
تنها ،
تنهایی است
که
تو را می فهمد .
حجت اله حبیبی
کاش
کمی
سر می گذاشتم
روی شونه ی بارون .
حجت اله حبیبی
دارم
رنگ عوض می کنم،
نکنه
پاییزه.
حجت اله حبیبی