نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی
در من گرگی است زخمی و خسته از نبرد های پی در پی برای زندگی در گوشه ی غاری نشسته و زخمهایش را می لیسد! وای از روز انتقام... همه را غار نشین خواهم کرد!
زخمام که خوب بشه ... خیلیا رو زخمی می کنم
تنها میمانم عاشق تر زخمی تر آرام چون آتش در زیر خاکستر برگرد و بیا دلتنگ دیدارم بغض شب تارم من هرچه دارم از تو دارم برگرد و بیا آشفته مگذارم دوری و بی تو بی قرارم
زخمی که بر دل آید مرهم نباشد او را