متن اشعار آتریسا
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات متن اشعار آتریسا
بوسه های کالم را
بر بالِ قاصدکها می نشانم ،
رها در باد ،،،
کنجِ لبهایِ تو ،،، می رسد
سیبِ کالِ بوسه هایم !
✒ نسرین حسن زاده ( آتریسا)
تو ،،، عطرِ خوشِ کدام خاطره ای
که مانده در لحظه لحظه ی
خیالم هنوز !
به کرشمه ی نگاهی برده ای قرارِ ما را
تو مگر ندیده بودی دلِ بیقرارِ ما را ؟!
شعله می زند به جانم هر دم آن دو چشم شهلا
تو به چشمِ خود ندیدی حسرتِ اقاقیا را
به سینه من دلی افسرده دارم
هزاران حسرتِ نشمرده دارم
خزان از ره رسید و زردِ زردم
به باغِ دل گلی پژمرده دارم
دل آبستنِ غم است ،
نه سقط می شود و نه فارغ !