چو شمع سوخته هستم ولی اسیر...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

چو شمع سوخته هستم ولی اسیر نگاهت
تو بی‌خبر از دل من ، من آشنای تباهت

تو خنده می‌زنی آرام و من خراب و پریشان
یکی به فکر جدایی یکی نشسته به راهت

به شب پناه سپردم که ماه روی تو بینم
ولی چون ابر جدایی گرفته راه ، نبینم

دلم هنوز به یادت چو شمع روشن و گرم است
بگو که فاصله کم شد در انتظار نشینم

تو آرزوی محالم نشسته‌ای سر راهم
نگاه خسته ی من بود و جاده‌های سیاهم

به هر کرانه رفتم نشان ز روی تو دیدم
بگو که راه کدام و بگو که چیست گناهم ؟

محمد خوش بین
ZibaMatn.IR
خوش بین
ارسال شده توسط
ارسال متن