توکه رفتی به خدا از همه...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

توکه رفتی به خدا از همه بیزار شدم
آن همه خاطـره را لوح به دیوار شدم

آمدم پشتِ سرت، تا که صدایت کردم،
چون نبـودی تو که من سایه دیوار شدم

بر دلِ ساده و خـوش باور خود خندیدم
نقش تصویر تو را همچو گلی خار شدم

منکه از دوری این فاصله، ها ترسیدم
بعدِ تـو مثل اسیری سرِ این دار شدم

رفتی و حوصله همراهِ قلم رفت به باد
خسته ام گوشه نشین با نخِ سیگار شدم


رفتی و عقربه و ثانیه ها ریخت بهم
منکه از دوری بغضِ دل آزار شدم

آمـدم بر سر راهت که دعایت گویم
با خیالت نفسم گر چه که گیتار شدم

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
Sedighej134.
ارسال شده توسط
ارسال متن