بر تو حرجی نیست تقصیر ریشه...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن نوشته های یاسمن معین فر
- بر تو حرجی نیست تقصیر ریشه...
بر تو حَرَجی نیست؛
تقصیرِ ریشهها نیست اگر قامتِ ادراکت به بلندایِ «ما» نمیرسید.
تو عشق را میانِ سطورِ سنگیِ کتابها جُستی،
دریغ که عشق، نه توافقِ دو عقل بر سفرهی مصلحت،
که ایستادنیست لرزان، اما استوار، به پایِ یک قلب.
ای غریبه با الفبایِ نانوشتهیِ وفاداری!
کاش میدانستی در قاموسِ من،
عشق یعنی حتی اگر تمامِ باورهایت روبرویِ من صف میکشیدند،
تو در کنارِ من میایستادی.
یعنی در هجومِ تندبادِ قضاوتها،
تو نه آن قاضیِ عادلی که حُکم به خطایم میداد،
که پناهِ آخرینِ من میشدی... حتی به قیمتِ ویرانی.
عشق، حُرمتِ آن دیواریست که در هُرمِ آوار،
آجر به آجرش را سپرِ تنِ تو میکند تا خود فرو بریزد.
تو در پیِ اثباتِ «حق» بودی و من در تمنّایِ یک «آغوش»؛
نمیدانستی در نبردِ تنبهتن با جهان،
حق همیشه با کسیست که تنها نمانده باشد!
حالا برو...
تو را چه به این آتشِ مُقدسِ بیپایان؟
کسی که لرزیدن در طوفان را به عافیتِ ساحل نمیفروشد،
هرگز شکوهِ اقیانوس را نخواهد فهمید.
سهمِ تو، همان تماشایِ دورادورِ موجهاست
یاسمن معین فر