در بند حکمت مانده ام با...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار فاتح
- در بند حکمت مانده ام با...
امتیاز دهید
5 امتیاز از 1 رای
در بندِ حُکمت ماندهام، با این گرفتاری خوشم
ویرانهام کردی ولی، با این نگونساری خوشم
خنجر بزن بر سینهام، زخمت برایم مرهم است
با دردِ تو ای جانِ من، در عینِ ناچاری خوشم
گر مستیام از جامِ توست، ننگم نباشد از کسی
با طعنه و دشنامِ خلق، در اوجِ هشیاری خوشم
آتش بزن بر خرمنم، خاکسترم بر باد ده
چون سوختن از بهرِ توست، با این گدازاری خوشم
دنیایِ بیرویت قفس، زندانِ تاری بیش نیست
در کنجِ زندانِ غمت، با این شبتاری خوشم
گفتی که خوارت میکنم در پیشِ چشمِ دشمنان
در پیشِ چشمانت اگر، خوارم، به این خواری خوشم!
علیرضا فاتح
ZibaMatn.IR