لب گشودم مست آن لبخند شیرینت...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

لب گشودم، مستِ آن لبخندِ شیرینت شدم 
در شب دل‌تنگی‌ام،  من ماه زرینت شدم

عطر گیسویت گذر کرد از حریمِ هوشِ من 
در نسیمِ عشق، گم در پیچ مشکینت شدم

چال لبخندت جهانم را دگرگون کرده است
در سپیدارِ تنت، مومن به آیینت شدم

آتش آغوشِ تو افتاد در جانِ دلم 
سوختم در شعله‌ی لبخندِ دلخونت شدم

هر سحر چشم دو مستت شعر شب را می سرود
دل‌سپارِ ناز آن دیدارِ دیرینت شدم

در خیالت، بوی شبنم ریخت از چشمانِ من
رفتم از خود، غرق در آغوش سیمینت شدم

نام تو در گوش جانم لحن باران می‌سرود 
در ترنّم‌های دل، عاشقِ لالای دوشینت شدم

ای تمنّای دلم، آرامِ جان، آیینِ من! 
بی‌تو خاکم، با تو روشن، نور آیینت شدم

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
 _Sahel tanha
ارسال شده توسط
ارسال متن