۶ آن قدر دردم را پنهان...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن نوشته های طناز ماجولانی
- ۶ آن قدر دردم را پنهان...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
۶.
«آنقدر دردم را پنهان کردم
که فکر کرد آرامم...
او ندید که پشتِ هر لبخند،
چقدر تنهاییِ من، تکرار میشود.»
۷.
«دنیایِ او،
جایی برای دردهایِ بزرگِ من نداشت...
و من، در سکوتِ مطلقِ خودم،
به سوگِ مهربانیهایی نشستم
که دیده نشد.»
۸.
«میانِ "باید" و "شاید"هایِ من،
او فقط "دیوانگی" را دید؛
کاش میدانست اینهمه آشفتگی،
فقط صدایِ شکسته شدنِ اعتماد است.»
۹.
«تو با بیتفاوتیات،
زمستانِ مرا طولانیتر کردی...
و من، همچنان در حالِ حبس کردنِ
فریادهایی هستم که
هیچگاه به گوشِ تو نمیرسد.»
۱۰.
«تنهاییِ من،
معمایِ بزرگی نیست؛
فقط برای تو،
بیش از حد، "عمیق" بود.»
طناز ماجولانی
ZibaMatn.IR