در فراقت بود پریشان گریه می...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

در فراقت بود پریشان گریه می کرد
از دل ابری چو باران گریه می کرد

دلش در آتش عشق تو می سوخت
که او بی حد بی پایان گریه می کرد

بگفت مو بور تو با چشمان میشی
که از هر خوشگلی صد کوچه پیشی

دلم را بردی دیگر فرق ندارد
مسلمانی یهودی از چه کیشی

محمد خوش بین
ZibaMatn.IR
محمد خوش بین
ارسال شده توسط
ارسال متن