بسمه تعالی من به کفر آینه...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار جواد مهدی پور
- بسمه تعالی من به کفر آینه...
بسمه تعالی
من به کفرِ آینه ، ایمان ندارم بعداز این
خانه چون آیینه بی مهمان ندارم بعداز این
جانِ جان را در حریمِ عشق عریان دیده ام
پرده دارِ مَحرم و دربان ندارم بعد از این
زمزم و دُردِ شرابِ ناب ، از یک چشمه اند
شکوه ای از ساقیِ دوران ندارم بعد از این
مسجد و میخانه یکسان ست پیشِ چشمِ من
اختلافی بر سرِ میزان ندارم بعد از این
مثل قُمری ، طوقِ من از حلقه ی داغِ غم ست
خاطرِ شاد و لبِ خندان ندارم بعد از این
نقشِ دل را می سپارم بر رخِ آیینه ها
از کسی پوشیده و پنهان ندارم بعد از این
همّتم در پاکبازی ، داغ دارد شعله را
خارخارِ آرزو در جان ندارم بعد از این
روز اول ، دل به دستِ عشقِ دلبر داده ام
یوسفِ بی جرم در زندان ندارم بعد از این
مثلِ غنچه با توکّل عقده ام وا می شود
احتیاجِ ناخن و دندان ندارم بعد از این