یک بار آن وقت ها که...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن برشی از کتاب
- یک بار آن وقت ها که...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
یک بار آن وقتها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیبهای سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد می کرد. مادرم گفت اگر صبر می کردم تا سیبها برسند، مریض نمی شدم. حالا هر وقت چیزی را از ته دل می خواهم، سعی می کنم حرفهای او را در مورد "سیب کال" یادم باشد ...
ZibaMatn.IR