ای که منبر زیر پایت حلقه...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 7 رای

ای که منبر زیرِ پایت حلقه‌ای از گوهرِ راز
اشکِ ما چون ابرِ نوروزی، فروبارد به ناز

بر سرِ منبر نشینی، خلق غرقِ شور و گریست
لیک گوش از شوقِ گریه فروبسته‌ست باز

چشم‌ها از هجومِ گریه، راهِ دیدار بسته‌اند
وای از آن دیدارِ شیرین، وای از این هجرِ دراز

هر کسی پنداشت کاین گریه زِ فهمِ گفتار است
لیک ما گریانِ آنیم کز تو بودیم بی‌ساز

تو سخن گویی و دل از شوقِ رویت بی‌قرار
چون توان بشنید، آن‌گاه که جان شد غرقِ نیاز؟

منبر از نامت به لرزه، محراب از شوقت به خاک
عشق اینجا قامتِ اندیشه برآرد تا فراز

مهدیِ ما، چون نقاب از چهره برگیری زِ لطف
خاکیان را جز سرشکِ شوق، نماند هیچ ساز

آن زمان بینند کاین شب‌های بی‌پایانِ عشق
ارزشِ یک لحظه دیدارت ندارد، جز به راز

آتیه، از شوقِ جمالت، سال‌ها خواند به دل:
ای دل، اکنون گریه کن، کاین لحظه دیگر نیست باز

عطیه چک نژادیان
ZibaMatn.IR
عطیه چک نژادیان
ارسال شده توسط
ارسال متن