به خود پیشین مینگرد به...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

به خودِ پیشین مینگرد‌.
به جسمی مینگرد که روزی درونش
زندانی شده بود.
مینگرد به آنی که فراموش
کرده بود روزی جسد خواهدشد.
رنج های بسیارش
غم‌ های سهمگینش
و غصه های پراکنده‌ی زندگی اش
"البته‌ زندگیِ فناپذیرش!"
او را چشم انتظار گذاشته بود.
چشم انتظارِ:
زیبایی ها
شادی ها
خنده ها
و عشق..
برای همین است که مرده شور
چشمان او را با نخ و سوزن بهم
می‌دوزد...
می‌گویند هرکس که چشم انتظار
کسی یا چیزی باشد به هنگام
مرگ هم دست از او نخواهد کشید..
حیف..
حیفِ آن عمر اندک اما با ارزش و
پر بار که انسانِ فانی از او گذر
کرد.

کوثر نجفی
ZibaMatn.IR
کوثر نجفی
ارسال شده توسط
ارسال متن