100 متن کوتاه غمگین عاشقانه ۱۴۰۵ جدید 2026
متن های کوتاه درباره غمگین عاشقانه
100 متن کوتاه غمگین عاشقانه ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن غمگین عاشقانه برای اینستاگرام و بیو واتساپ
می ترسم،
فرجام دوست داشتنت
عشق زیر خاکی گردد
در را می گشایم
به کوچه نگاه می کنم
و
دوباره می بندم..
آرزو،
چون شمعی در دستِ باد،
از شرمِ ناتوانی خاموش میشود
و من هنوز تو را میخواهم...
هیچگاه نترسیدم چون تو در ذهن و قلبم همیشه و تا ابد ماندگاری...
اما غمگین بوده ام...
ولیکن ایمان دارم این دوری تمام میشود و هر دوی ما را خدا به هم باز می گرداند...
من چه میدانستم درمان دردت شوم
زخم دردهایم ، میشوی ..
تو وقتی میبینی که من افسرده ام نباید بگذری،
سکوت کنی،
یا فقط همدردی کنی!
بنا کننده ی شادیهای من باش!
مگر چقدر وقت داریم؟
یک قطره ایم که میچکیم در تن کویر و تمام میشویم.
گویند دوای درد هجران خواب است
بیداریِ شب بزرگ ترین مرداب است
یک شب که رساند خیال تو جان بر لب
خوابیدم و آمدی به خوابم آن شب
من واقعا امیدوارم که هیچ کسی در کس دیگه ای گیر نکنه
اگر که وصالی قرار اتفاق نیفته
پشت سکوت هر شبم،
یاב تو جریان בارב.
بگذار بگویم
در نبودت
قلبم چقدر تیر کشیده است ؟!
خوب که فکر میکنم
من تیر باران شده ام .
خسته ام از این همه تـڪرار בلتنگــے.
خــבاونـבا آغوشش رسـان.
باختم، ولی خوشحالم...
چون دل رو به کسی دادم که لبخندش، از هزار برد بیشتر میارزه.
من و دلتنگی به انتظارت نشسته ایم
اگر زود برسی من قاتل میشوم
اگر دیر برسی آن قاتل من!
تو موج بودی و دست از کنار من شستی
ببخش بوسه به لبهای خشک ساحل من
مبادا که بگذرد روزگارِ وصل
و من چو خاک شوم، و تو با اشکِ حسرت آیی
تاحالا برایت پیش آمده، زندگی کنی ولی زنده نباشی؟
راه بروی بدون آنکه نفس بکشی؟
این منم، بدونِ تو!
یک تنِ سرد و بی روح..
نمیخواهی فکری به حالم بکنی؟
هم دارمت، هم ندارمت.
در خاطراتم دارمت، در کنارم ندارمت.
شاید تو همان دار و ندار منی. شاید
بارالها! آسمانی تر از دل آسمانی ام سراغ ندارم که پر است از ابرهای دلتنگی یار، که گر ندا آید می پذیرد جان دهم برای دیدار...
۱۴۰۳/۱۱/۱۶
به کام دل نمی گردد جهانم،
اگر در روزگارم تو نباشی.
کاش پایان همه دلتنگی هامون.
رسیدن به تو بود.
ای ذوق نفس کشیدن من تو کجایی..؟
ا
قهریم
اما سایه هایمان بر دیوار
یکدیگر را در آغوش کشیده اند…
هیچ بار سنگینی ،به حمل دلی که از درد سنگین شده سخت نیست،،
به دوش کشیدن دل پر درد سخت است..
رفیق شب های سرد و طوفانی.
تو هم امشب به یاد من نمیخوابی؟
دل که بی تو دل نیست،
ویرانه ایست پر از خاطرات تو.
نبودی و نشنیدی؛ دلم به گریه نشسته…
میان خاطره هایت…
چه کرده ای که پس از تو،
به هر کجا که تو بودی
غمی نشسته به جایت؟!
برشی از ترانه
آمدنت
قصه ی هواپیمای ربوده شده بود
در آسمان ابری خاطره ها
هرگز به مقصد نمی رسید
حتی با اسکورت چشم به راهی ام...
....
...فیروزه سمیعی
نبودنت دلیل بر...
ز یاد بردنت نیست...
من به پایان نبود تـــــو...
در این قصه شکایت دارم...
دلم بی آن سیه چشمان مستت...
مثال تن بدون جان میماند...
من چشم ندارم که ببینم...
چشم یارم به چشم دگری گرم شود...
هر شب مرا خیال تو...
آید به مهمانی من...
به من پیام میدی چه خبرا خبری نیس به جزدلتنگی میدونم کارداری گلم اما چه میشدمیزدی یک زنگی تومیدونی که فقط صدای تو به دل عاشقم آرامش میده وقتی حرفی میزنی صدای تو دل عاشقم نوازش میده
مرا دیوانه میدانست...
نمیدانست نگاهش کرده دیوانه دلم را...
ای بی خبر از حال منِ مست کجایی...
من یاد تو هستم تو مرا یاد نداری...
باز امشب منم و فکر سیه چشمانت...
و همان حسرت تکرار نبودن هایت...
این نبودن های تو بدجور طولانی شده...
چشم خیس من دگر طاقت ندارد درویت...
چه بی رحمانه دلتنگ شده، این دل دیوانه.
زندگی سخته،
ولی نه سخت تر از نبودنت.
کاش میشد به نبودن های پر تکرار تو عادت کرد.
چشم انتظارم.
روزگار تلخ بی تو بودن به سر شود.
هر چه میخواهی بکن، اما تو نشکن دل ما.
آوار ه یعنی :من.....
که در کوچه پس کوچه های خاطراتم دنبال تو میگردم.
اگر چه منتظر زخمِ واپسین بودم
نماند برسرِ عهدی که بست، قاتلِ من
نه خیال ماندنم هست. نه خیال رفتنم هست.
نه خیال زنده بودن. نه خیال
مردنم هست. نه خیال باش و بودى نه خیال رفت و میرى.
تورو جان هرکه دارى
تو بیا و خوش تر. ام کن.
هر لحظه نبود تو مرا، پیر ترم کرد.
مرا دریاب، گاهی در میان خاطراتت.
من به آینده ی بی تو، اندکی بد بینم.
دلیل این همه دردهای تکراری، سیه چشمان توست.
قسمت این بود،
نشود قسمت ما، ما بشویم.
از تو فقط یه خاطره مونده به جا.
چشم تو و چشم تو و چشم تو.
نبودنت را به دوش کشیدم، چقدر سنگین بود.
کاش چشمانت،
همان غریبه ی همیشگی میماند و به دل نمی نشست.
چه کنم، گر نتوانم فراموش کنم چشم تو را.
کاش پایان این همه نبودن ها.
بودن اجباری بود در بغلم.
انگار نبودنت تمامی ندارد.
خسته نشده ای از این همه نبودن.
گاهی قلبم به اندازه ی نبودنت درد میکند.
جای خالیت را، با خاطراتت پر کرده ام.
دلیل مرگ دل، افتادن از چشم سیاهت بود.
نگران من نباش.
چیزی جز دلتنگی تو مرا از پا نخواهد انداخت.
عجب رنج عجیب و درد ناکیست، دوریت...
می خواهم به گذشته برگردم...
نه به خاطر اینکه اشتباهاتم را جبران کنم،
به خاطر در آغوش کشیدن کسی...
که دیگر نیست...
در دلم هستی و انگار از این بودن خود بی خبری.
کجایی آرزوی هر شب من،
در کنج خیال چه کسی باز نشستی.
همه مرا به خدا سپرده اند و رفته اند،
جز دلتنگی تــــــــــــــو...
چه دردهایی که در نبودنت، به جان خریدم.
خودش که نیست،
ولی غمش یار من است تا به ابد.
با خیالت، زندگی ها کرده ام.
درد میکند،
جای نبودنت در آغوش خیالم.
به تاوان کدامین گناه،
در سیه چشمان تو گم شد دلم.
آرزو بودی،
محال شدی،
و الان خاطره ای بیش نیستی.
چقدر درد عظیم ایست. آرزوی کسی خاطره شدن.
اینکه زندگیم رو تلخ کرده نبودنت نیست،
بودنت در خاطراتمه.
این عجب نیست که بر دار کِشَد مژگانت
غم بی تاب پر از گریه چشمان مرا
درد دلتنگی دل را،
فقط چشم تو باشد دوا.
آن دل که شکست ، دور باید انداخت
من بی تـو همـان دلم ، خـــدا میداند
غیر تو کیست،
که ویران بکند قلب مرا با نگهش.
بمان، مگذار که با فکر خیال تو و چشمات.
دلتنگ ترین آدم دنیا شوم امشب.
خطِ پیشانی من.
از غم بی تو بودن است.
چقدر دردناک است.
زندگی با هجوم خاطرات کسی که باید باشد و نیست.
باران میبارد
یادت قطرهقطره
بر پنجرهی قلبم میچکد
در کوچههای خیس خاطره
صدایت میزنم
اما صدایم
لابلای آواز باران
گم میشود...
مگر به وقت مردنم.
بپره فکر چشمات از سرم
رفت بی آنکه بداند.
چشمانش در دلم جا مانده.
شوق دیدار تو...
تا این زمان خسته و پژمرده ولی زنده نگه ام داشته.
پنهان شده در سینه ی من درد عجیبی.
جز چشم سیاه تو مرا نیز نباشد طبیبی.
خدا حافظ ،
ای که رفته ای !
ولی نرفته ای
از دلم برون...
کاش میشد...
تپش قلب من و چشم سیاه تو،
به هم ربط نداشت.
به شوق دیدن رویت سر راه تو بنشینم.
ولی این شوق پر تکرار بی وصلت چه بی حاصل چه بی حاصل.
آخر این انصاف است،
که نبینم رویت.
و بمیرد قلبم،
در پی حسرت تکرار همان لبخندت.
بی تو یک دم تو گمان مکن
که من بی تو حیاتی دارم.
با حسرت تا آخر عمر زندگی کردن،
هدیه ای بود که چشمان تو بهم داد.
کاش جانم را میگرفتی،
اما دلم را نمیبردی.