خنده ی من بیابان را پر...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن شعر ملل
- خنده ی من بیابان را پر...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
خندهی من بیابان را پر از ستار میکرد
گریهی من آسمان را پر از خاک میکرد
خواهر بزرگم با یک دستش مرا در آغوش میگرفت و
با دست ملحفهی لحافها را میدوخت
غربت را نوشیدم و بالا آوردم
غروبهای دور کودکیام را باز آوردم
آن فصلها را بازآوردم که خواهرانم را
بهزور سوار کامیونها میکردند و
من نیز چون بچه قورباغهای
خود را زیر برگی پنهان میکردم
پیرزنهای فانوسبهدست را
بیوهزنانِ غمگین را باز آوردم
آن روزهای سیلآسا را باز آوردم
که از میان رؤیاهای شانزدهسالگیام میگذشتم
همگی سقط شده بودند.
ZibaMatn.IR