شعر اول پاییز از چشم های...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن نوشته های طناز ماجولانی
- شعر اول پاییز از چشم های...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
شعر اول :«پاییز از چشمهای من شروع شد»
طناز
پاییز ۱۴۰۵
پاییز از وقتی شروع شد که تو رفتی…
نه آن روزی که برگها زرد شدند، نه وقتی که باد کوچهها را از عطر باران پر کرد؛ پاییز از همان لحظهای شروع شد که نگاهت را از من گرفتی و من ماندم با دلی که هنوز به ماندنت اصرار داشت.
از آن روز هر برگ که افتاد، چیزی از من کم شد؛ هر باران که بارید، نام تو از گوشهای از خاطرم گذشت و هر غروب من بیشتر فهمیدم بعضی رفتنها تقویم نمیشناسند.
حالا سالهاست درست وسط بهار هم دلم پاییز است…
پنجره را باز میکنم، باد میآید، پرده میرقصد، گلدانها نفس میکشند و من هنوز در همان لحظه ماندهام؛ لحظهای که تو رفتی و هیچکس نفهمید چطور ممکن است یک نفر برود و فصلهای یک زن برای همیشه عوض شوند…
طناز ماجولانی
ZibaMatn.IR