مجموعه شعر پاییز آدمای رفته بعد...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن نوشته های طناز ماجولانی
- مجموعه شعر پاییز آدمای رفته بعد...
مجموعه شعر :«پاییز آدمای رفته»
طناز
پاییز ۱۴۰۵
بعد از تو، جهان…
جهان رفت… و من ماندم با خانهای که بوی نبودن میدهد، با روزهایی که قرار نبود اینقدر زود رنگ رفتن بگیرند…
هنوز باورم نمیشود مرگ بتواند اینقدر ساده از دری وارد شود و یک زندگی را به دو قسمت تقسیم کند؛ قبل از رفتن، و بعد از آن…
بعد از تو فهمیدم آدمها همیشه آنوقت که باید کنار آدم نمیمانند، بعضیها فقط تسلیت میگویند و میروند، بعضیها حتی همان را هم به دلشان راه نمیدهند…
و تو میمانی با بغضی کهنه در گلو، با هزار سؤال بیجواب، با فردایی که باید از نو ساختش، حتی وقتی دلت نمیخواهد از جایت بلند شوی…
جهان رفت… اما من هنوز اینجایم، با قلبی که خسته است، با چشمانی که خواب را از یاد بردهاند، با شایلین، با هزار نگرانی برای فردایی که هیچکس قول نداده آسان باشد…
و با این همه، من باید بمانم، نه چون درد ندارم، نه چون شکسته نشدهام، بلکه چون هنوز در گوشهای از این زندگی دختری هست که به آغوش من احتیاج دارد، و زنی که با تمام خستگیاش باید دوباره دست خودش را بگیرد…
جهان رفت… و چه تلخ است وقتی نام جهان میرود و جهانِ آدم دیگر مثل قبل جهان نمیشود…😔