برابرِ همه ی لهجه ها، تمامِ بیان ها
به گفته ی همه ی شعرها، تمامِ رمان ها
میان تور و خزه، یک پریِ یخ زده بودی
تو را از آب گرفتند نیمه شب ملوان ها...
تمام ساحل کِل می کشید تا که رسیدی
به افتخارِ تو ساز و دُهل زدند جوان ها
کنار دریا پنهان شدند و آه کشیدند
به انتظارِ شنا کردنِ تو، چشم چران ها
.
-بلندتر بپر از دشت ها کبوترِ وحشی
در اشتیاقِ شکار تو اَند تیر و کمان ها!
ZibaMatn.IR