عشق جانم بیتو بودن، مرگِ آرامیست که هر روز در رگهایم جاریست، و من، در این سکوتِ بیپایان، میآیم و میروم میان سایههای نبودنت
هر شب در سردی نگاه لحظه ها و دلمردگی ثانیه ها دلم به چله می نشیند نبودنت را