شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
نیمه ی درد آلود
سهمِ من از جهان
با خارشِ مدامِ تاول
و شعر که می جوشد
مثلِ گدازه
در دفترهای سوخته ام.
«کیمیا»
روزی در این دشت فراخ،
سبزه ای می روید،
همنشین گلی می شود،
به یاد تو،
اورا با لبخند در آغوش می گیرد
و از تو، به او می گوید.
هر شامگاه،
صدای باد را می شنود
و نجواهای مرا، می آورد به یاد؛
نغمه هایی که از دل...
شرمنده ام
برای شما کم گذاشتم
یک سینه درد و
زخم دمادم گذاشتم
آه ای عزیز من ای من
از این به بعد
با خود
قرار شادی با غم گذاشتم
سیاوش فرید زاده
حُسنِ ختامِ شب
آنک شرابِ خون،
آنک طعامِ داغ ،
بر خوان لطف تو
با یک دوجین دهان،
حُسنِ طلوع صبح
خار و صلیب و میخ.
برای مسیح
چشمی به انتظار
در قابِ پنجره،
چشمی پُر از غبار
در باغِ خاطره،
اینک هجومِ زهر
در تلخِ حنجره،
تسلیم گریه شد
چشمی که انتظار.
تاب می خوری
بر هلالِ بی تابی
وقتی
به دست بوسِ مرگ می روم،
ای کاش می آمدی
وقتی که دیروز
وقتی که هنوز.
کشتی
دریا زده شد
و
ناخدا
سُکان را
به خدا سپرد.
دریا
گیسو می کَنَد،
و قایق
ناخن می جَوَد،
موج
سر به صخره می کوبد
تور ماهیگیر
لَه لَه می زند از تشنگی.
میان جاده ای
بُریده از رفتن،
و نفس نفس زنان
در گردنه هایِ تیز،
بادِ سبکبال
می رود آسان،
تا دراز کشِ فراغت.
سفارش داد
بنویسید روی سنگ:
هرگز نمیرد آنکه ...
وقتی که مُرد
باد آمد ،
خاکسترش را بُرد.
سبز می شود
و سرخ ،
و زرد ،
و میان این همه شدن
هیچ کس بر تنِ پاییز
خسته نباشی
حک نمی کند.
دو پا دارد مرغ،
اما
هنوز که هنوز است
رویِ یک پا ایستاده
و تو را می خواهد
(دلم)
این مرغِ لجوج.