اگه عشق گناهه؛ نمیخوام زندگی رو واسه فردا
من خاک خورده دوستت دارم از آن دوست داشتن هایی که از دور پر از شوق است از نزدیک پر از شرم از آن دوست داشتن هایی که بویِ ماندن می دهد بویِ خواستن بویِ تمیزِ عاشقی می دهد از همان دوست داشتن هایِ خاک خورده ی رویایی نمی دانم...
در روزهایِ طوفانی بیشتر به آشوبِ دلم نگاه کن .. گاهی دلگیر که می شوم ، گمان میکنم ؛ تو مدام دست رویِ دست میگذاری و من صبر رویِ صبر .. گمان میکنم از قَلَمَت افتاده ام و بی هدف در کوچه های زندگی پرسه میزنم .. اما وقتی در...
خوشبختی داشتن کسی است که بیشتر از خودش تو را بخواهد و بیشتر از تو هیچ نخواهد. و تو برایش تمام زندگی باشی
تا به حال کسی جلوی پایتان ترقه انداخته نیم متر بپرید هوا؟ کسی پای گوشتان نایلون پف کرده ترکانده دست پاچه شوید؟ یا دستی یک دفعه از پشت سر چشم هایتان را گرفته جا بخورید؟ عشق هم چیزی شبیه به همین اتفاق هاست یک روز یک نفر جایی کاری با...
چه کسی می داند ، که در این شهر شلوغ وادی عشق کجاست ؟ چه کسی می داند ، در میان آدمکهای غریب ساقی عشق کجاست ؟ دیده ات را بگشا ، چه کسی می داند عاقبت بر سر راه ، بر تنِ خسته ی پر زخم مسیر مقصدِ عشق...
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﮕﻮ ... ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮ ﭼﻪ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻣﻦ ، ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﻢ ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﺍﺯ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺑﮕﻮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻧﺶ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﯾﺰﺩ !! ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﯾﻢ ﺭﻧﮓ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ...
او به شوق دیگری تک بیت ها را می سرود.... من در اندیشه که ایا من مخاطب بوده ام...؟!