متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
ســرم پــر است از خاطراتش.
و امــا تنــم خـــالی از آغوشش.
نام تو دروازه جود و سخاست
خواستن تنها به پیش تو رواست
با من چه کردی این چنین دریای آشوبم
در جامِ جانم زهر ریزی، چون عسل نوشم
شیخ گر فتوا علیه ات میدهد حق دارد او
با دو چشمت عالمی را نامسلمان کرده ای .
برای با تو بودن من به هر در میزنم؛ حتی
فلسطین میشوم اما؛ به اِشغالم نمیآیی .
کارِ سن نیستی که اینگونه زمین گیر شدم
من به اندازه ی غم های جهان پیر شدم
مرد نمیرد به مرگ
مرگ از آن نام جست
نام چو جاوید گشت
مردنش آسان کجاست
تو آمدی؛
و ماه
مثل پرندهای سفید
از قفسِ آبگیرِ شب
به آغوشت پر کشید
تو اگر نیایی،
پنجرهها
به سنگ تبدیل میشوند؛
و اگر بیایی،
حتی سکوت
گل سرخ خواهد داد
وقت وداع کردنت بر رخ من نظر مکن
به چشم این شکسته دل نگاه بی خبر مکن
نامِ تو را
بر لب آوردم؛
ناگهان
در کویرِ اتاقم
یک رودخانه
شروع به شکوفه دادن کرد.
اشک یعنی بزنی دست به انکار خودت
عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت
تابلوی طبیعت با تو سخن می گوید از راز نهفته در خلقت .”
بعضیام خودشون نیستن ؛
نمایشی از عقدهها و ادعاهاشونن...
کاش آرزوی بزرگ شدنمون هم مثل ؛
بقیه ی آرزوهامون ، برآورده نمی شد ...
😔💔
قیامت میـڪنم روز قیامت،
گــــر ڪنارم تــــو نبــاشی.
و امــا تــــو همــــان یـڪ نفری ڪه باید همیشه باشد،
ولـــی هــرگـــز نیستــ...
خیــال داشــتنت را بافتــه ام،
منتظرم ڪه بیایی و تـنت ڪنم...
زندگــی را مــزه مــزه ڪـرده ام،
مــزه ی جــان میدهد وقتی ڪنارت غــرق در آرامشـــم.
به غیــر از عشق تــو چیزی به سر نیست.
ڪه هــر لحــظه بــرد صــبر و قــرارم را..
ثبت لحظاتی که چشم درچشم هم تعقیب می کنند خاطرات نشسته بر آلبوم زمان را !!...
چنـد وقتیست ڪه دلـــم خلــوت شــب میخواهد.
و ڪمی عـطــر غلیــظ تـــن آغـــوش خـودتــ...
خاطره،
تلاش شبانه روزی زمان
برای
فراموش نکردن گذشته است
کسی که به عمق نگاه میکند،
از سطح زندگی
راحت نمی گذرد