متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
_امیر علی حیدری ۹سال و نیم
می گریم
که شاید زندگی مرا در اغوش بگیرد
از آدمای پر حرف چرت پرت گو متنفرم لطفا دو دقیقه ساکت باش
شبیه دم که بعد از بازدم دارد دمی دیگر ،
غمی تا میرود از یاد میآید غمی دیگر ...
چشم چرخاندنم ، نگاهم در نگاهش گیر کرد؛
من تقلا کردم اما او مرا تسخیر کرد
می رسیم به هم
روزی
ماهی
سالی...
اما
فقط
رد می شوم از کنارت
بی هیچ نگاه ....
خوب است ، بروم ،
تا
بیایی
پشت دَر بمانی،
بفهمی
انتظار
یعنی چی !؟
در زمین و در زمان،
ما همان بیچارگان خسته از دنیای خویش ایم...
سراپا در خیـال هر شبــ آغوش تـــو،
غـرق استــ احــوال دل زارم...
که دنیای پر از هیچــم،
به امید وصال توست که پا برجاست...
هنوزم اولین حادثه ی برخورد
چشمامون یادم هست.
تـــو چــی..؟
بزرگ ترین دروغی
که به همه گفتم
این بود
که حالم خوبه!!
ره به آغــــوش چه کــس باز نمودی امشبـــ .
که ز آغوش منِ عاشق دیوانه دلت بی خبری...
در میان موج ویرانگر این خاطره ها،
چشم تو منبع آرامش و آسایش ماست...
مبادا بشکنی قلبی،
که یک عمر است درگیر نگاه توستــ...
یک کشتی طوفانزده در ورطه گرداب،
من
بی تو
همانم..
شبـــ بخیـــر.
ای حسرت آغــوش تــــو،
ویرانگر شبهای بی مهتابــ مــن...
تاب دلتنگی نداری سعی کن عاشق نشی،
که دل عاشق بدون تاب و دلتنگی نباشد در جهان...
در چشم های تو
تمام دلتنگی ام جا میشود .
بگذار نگاهم به نگاهت دچار شود ...
کلمات
هم
کلمات قدیمی،
امروزه
کلمات هم
با هم قهر اند
مثل همسایه های صمیمی.
خواب
مرداب را
به هم ریخت «نیلوفر »
وقتی
قد کشید
از تباهی.
هستی مبهم تو
برزخی
کشنده است ،
که
راه
پس و پیش را
بسته است.
گاهی
فاصله
ذات آدم را
بهتر نشون میده،
مثل لنز عکاسی.
خسته ام
و دل شکسته
از نگاه سردت
که
از دهن افتاد.
قامت قیام او قیامت است
نام دیگرش یقین شفاعت است