متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
آخرین شبهای تابستان،
موسم چیدن جالیز ـ
بوی دستنبو!
آغوشت بهشتیست
که به سوی جهنمم میبَردم ـ
شکستن مرز!
زنی به اینجا میآید،
بهشت نزدیک میشود ـ
بوی میخک!
تو در را بر رویم میگشایی،
بازگشت از سفر ـ
چه رویای شیرینی!
به حساب نمیآیند،
اشکهایی که ریخته شدند،
در سالیان غربت!
جنگ پیر نمیشود،
عُمر را کوتاه میکند ـ
هر چه صیقل بخورد!
شدت گرمای خرداد ماه،
آخرین روز انتظار ـ
مرگ بازنشستهای!
گنبد آبی آسمان را،
وعدهگاه ساختهاند ـ
دو تودهی ابر!
سپیدهدمان،
لحظهای میخواهد برای مُردن ـ
روزی سیاه!
پس از نُه سال،
نهال امید به بار آمد ـ
تکفرزند دل!
از گونهاش خون میچکد،
تاریخ را مکتوب میکند ـ
شهیدِ گل سرخ!
دستهای پرستو،
سپیدی را آباد کردهاند ـ
سمفونی بهار!
در اجتماع حاضر نمیشود،
تنهایی را دوست دارد ـ
گُل کاسنی!
چهرهاش را غم گرفته،
گویی قطاری بیمقصد است ـ
رودخانه!
در خلوتگاه کهولت،
مرا خواهی یافت ـ
با قلبی شکسته!
شهرم روز به روز پهناور،
قلبم ـ
لحظه به لحظه تنگتر!
مشغول نگارش،
داستان زن و مردی هستم ـ
به من و تو میمانند!