در محراب نگاهت ایستاده ام...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن دلنوشته های هدی
- در محراب نگاهت ایستاده ام...
✍️هدی احمدی
🕊 در محرابِ نگاهت
ایستادهام به تماشای انتحارِ واژهها؛
آنجا که در گودی چشم ات
هزار شجریان ، بیوقفه ربنا میخوانند
و من ، در آستانه ی افطار این هجران
عطشم را با جامی از یَأس ، معاوضه میکنم.
چشمانت...
این دو وطن اشغال شده
این دو هزارتویِ بیخروجیِ ممتد!
پلک که میزنی
انگار تاریخ ، میانِ دو سکوتِ سنگین ورق میخورد
و من ، در هندسه یِ مژگانت
چون سربازی بی نام و نشان ،
در مرز میان استجابت و انکار، تیر میخورم.
عشق،
همین آوازی ست که از حنجره یِ نگاهت میچکد؛
همان ربنایِ غلیظی که
بوی خاک خیس پس از بارانِ وطن را میدهد.
تو پلک میگشایی
و نادیده ها، در هجومِ تندِ نور
عریان میشوند.
من در این محراب
نه به دنبالِ بهشتم ، نه گریزان از جهنم؛
من تنها زائری گم شدهام
در هزارتویِ مرموزِ زنی
که چشم هایش
شجریانی ترین نُتِ تنهاییِ من است...